یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های جنگ اخیر این بود که خیابان وارد مفهوم مقاومت شد. برخلاف بسیاری از جنگ‌ها که خیابان‌ها خالی می‌شوند، اینجا مردم در خیابان بودند؛ پرچم دستشان بود، خانواده‌ها کنار هم بودند.

حميدرضا مدقق

همشهری آنلاین: چهره حمیدرضا مدقق برای مخاطب عام با اجرای برنامه سینمایی گفت‌وگومحور «شهر فرنگ» در شبکه خبر آشناست. او که دکترای علوم ارتباطات از دانشگاه علامه طباطبایی دارد، در همین دانشگاه نیز تدریس می کند. مدقق درباره ژانر در سینمای ایران تحقیق می‌کند و می‌نویسد و کتابی با نام «تحلیل ژانر سینمایی کمدی رمانتیک ایران» دارد. مدقق در برنامه ۲۴ تلویزیون اینترنتی همشهری درباره تاثیرات جنگ اخیر بر تنوع ژانری سینمای ایران صحبت کرد. آنچه در ادامه آمده گزیده‌ای از گفته‌های مدقق در این برنامه است.

سینمای جنگ ایران همیشه زنده مانده است

من فکر می‌کنم وقتی تا انتهای این بحث از «ژانر جنگی» یا «سینمای دفاع مقدس» حرف می‌زنیم، اول باید تکلیف یک مسئله روشن شود؛ اینکه آیا اساساً در سینمای ایران ژانر داریم یا نه. خیلی‌ها وقتی می‌گوییم ژانر سریع موضع می‌گیرند که مگر سینمای ایران اصلاً ژانر دارد؟ اما به نظر من، حتماً مفهومی به اسم ژانر جنگی در سینمای ایران، یا همان ژانر دفاع مقدس، وجود دارد. چرا؟ چون ویژگی‌های تکرارشونده دارد؛ شخصیت‌های تیپیک دارد، مثل رزمنده مؤمن یا مادر چشم‌انتظار. درون‌مایه‌های تکرارشونده دارد؛ مثل شهادت، ایثار، معنویت. قراردادهای روایی تکرارشونده دارد؛ عملیات، دفاع، شهادت رزمندگان. حتی مولفه‌های صوتی و بصری تکرارشونده دارد؛ بی‌سیم، نوحه، سنگر، میدان مین. این‌ها ایراد نیست؛ اتفاقاً مولفه‌های ژانر است. ضمن اینکه این سینما به انتظارات مخاطب هم شکل داده. مخاطب وقتی پای فیلم جنگی ایرانی می‌نشیند، کم‌وبیش می‌داند با چه جهان روایی‌ای روبه‌رو است. نکته مهم‌تر این است که این سینما تکامل پیدا کرده، تحول پیدا کرده و هیچ‌وقت متوقف نشده است.

جنگ هشت‌ساله فقط یک خاطره نشد

به نظر من مهم‌ترین دلیل شکل‌گیری زیرگونه‌های مختلف در سینمای جنگ ایران، ماهیت خود جنگ ایران و عراق بود. ما طولانی‌ترین جنگ قرن بیستم را داشتیم؛ جنگی که تمام شئون زندگی ایرانی‌ها را تحت تأثیر قرار داد. برای همین، سینمای جنگ ایران خیلی زود فهمید که با یک تجربه زیسته عظیم روبه‌رو است و باید به جنبه‌های مختلف آن بپردازد. به همین دلیل است که ما فیلم‌هایی درباره خانواده داریم، فیلم‌های فرار از اردوگاه داریم، فیلم‌هایی درباره تبعات جنگ داریم، فیلم‌های دریایی و هوایی داریم.

برخلاف خیلی از کشورها که بعد از پایان جنگ، تولیدات جنگی‌شان افت می‌کند، سینمای جنگ ایران هیچ‌وقت قطع نشد. کم و زیاد شد، فراز و فرود داشت، اما استمرارش حفظ شد. همین استمرار باعث شد نسل‌های مختلف فیلمساز وارد این حوزه شوند. نسل اول بیشتر به میدان نبرد و حماسه می‌پرداخت، اما نسل‌های بعدی سراغ مسائل اجتماعی، عرفانی و حتی فلسفی رفتند. جنگ هشت‌ساله برای ما هیچ‌وقت فقط یک خاطره تاریخی نشد؛ بخشی از حافظه جمعی و حتی هویت ما شد.

الان وارد سینمای جنگ هیبریدی شده‌ایم

اگر بخواهم دوره‌بندی کنم، فکر می‌کنم ابتدا با سینمای عملیات و میدان نبرد روبه‌رو بودیم؛ بعد وارد سینمای پیامدهای جنگ شدیم؛ بعدتر، دوره بازنمایی قهرمانان واقعی و روایت‌های تاریخی آغاز شد. اما الان، بعد از جنگ اخیر، وارد مرحله تازه‌ای شده‌ایم؛ چیزی که می‌شود اسمش را «سینمای جنگ هیبریدی» یا «سینمای جنگ ترکیبی و امنیت ملی» گذاشت. اولین تفاوتش این است که میدان جنگ عوض شده. دیگر آن تصویر کلاسیک سنگر و میدان مین را نداریم. جنگ وارد شهر شده. عملیات سایبری، خرابکاری، عملیات رسانه‌ای و جنگ روانی وارد روایت‌ها شده‌اند. قهرمان‌ها هم تغییر کرده‌اند. اگر در دوره اول رزمندگان خط مقدم قهرمان بودند و در دوره سوم فرماندهان، حالا ممکن است قهرمان یک دانشمند، یک متخصص سایبری، یک خبرنگار یا حتی آدمی عادی باشد که ناگهان درگیر بحران می‌شود.

جنگ جدید، جنگ روایت‌هاست

در این نوع جنگ، تصویر و روایت خیلی مهم شده است. طبیعی است که سینما هم به سمت موضوعاتی مثل جنگ روایت‌ها، شبکه‌های اجتماعی، شایعه و اخبار جعلی برود. به همین دلیل، سینمای جنگ امروز خیلی به تریلرهای جاسوسی نزدیک شده است. چون ماهیت این جنگ مبتنی بر خرابکاری، نفوذ و عملیات اطلاعاتی است. حتی فکر می‌کنم در آینده، روایت‌هایی خواهیم داشت که مخاطب بین‌المللی را هدف قرار بدهند؛ روایت‌هایی که از زاویه‌ای جهانی به اتفاقات نگاه کنند.

خیابان به صحنه مقاومت تبدیل شد

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های جنگ اخیر این بود که خیابان وارد مفهوم مقاومت شد. برخلاف بسیاری از جنگ‌ها که خیابان‌ها خالی می‌شوند، اینجا مردم در خیابان بودند؛ پرچم دستشان بود، خانواده‌ها کنار هم بودند. این تصویر، به نظرم، می‌تواند یکی از مهم‌ترین مولفه‌های سینمای جنگ جدید ایران باشد؛ مفهوم اتحاد در برابر نفوذ. برای همین فکر می‌کنم در آینده با ملودرام‌های اجتماعی، خانوادگی و حتی کمدی‌هایی روبه‌رو خواهیم شد که در دل خود مفهوم مقاومت را حمل می‌کنند.

بخش خصوصی هم می‌تواند وارد شود

یکی از تفاوت‌های مهم این دوره این است که هزینه تولید می‌تواند پایین‌تر بیاید. وقتی جنگ از میدان‌های عظیم نبرد وارد شهر می‌شود، دیگر الزاماً نیازی به بازسازی گسترده صحنه‌های جنگی نیست. به همین دلیل، بخش خصوصی هم می‌تواند وارد این حوزه شود؛ مخصوصاً در تریلرهای جاسوسی و امنیتی. در سال‌های اخیر، استمرار سینمای جنگ بیشتر وابسته به نهادها و سازمان‌ها بود، چون تولید این فیلم‌ها هزینه سنگینی داشت. اما حالا امکان تولید روایت‌های کم‌هزینه‌تر و انسانی‌تر هم وجود دارد.

سینمای جنگ می‌تواند دوباره تصویر ایران را تغییر دهد

در دهه هفتاد، فیلم‌هایی مثل آثار کیارستمی یا مجیدی، تصویر تازه‌ای از ایران به جهان نشان دادند؛ تصویری انسانی و متفاوت. به نظرم، سینمای جنگ جدید ایران هم می‌تواند همین کار را بکند؛ البته اگر بتواند روایت‌های چندلایه، انسانی و پرتعلیق خلق کند. مثلاً ملودرام در دل جنگ می‌تواند برای مخاطب جهانی بسیار قابل‌فهم باشد؛ زوجی که جنگ میانشان فاصله می‌اندازد، یا برعکس، باعث می‌شود کنار هم بمانند. این مفاهیم انسانی، جهانی‌اند و می‌توانند مخاطب خارجی را هم درگیر کنند.

دیپلماسی هم می‌تواند قهرمان سینما شود

یکی از نکات جالب این جنگ، پررنگ شدن دیپلماسی بود. مردم این بار رفت‌وآمد دیپلمات‌ها، مذاکرات و حتی توییت‌ها را با دقت دنبال می‌کردند. به همین دلیل فکر می‌کنم سینمای ایران می‌تواند به سمت نوعی «تریلر دیپلماتیک» هم برود؛ فیلم‌هایی که در آن، قهرمان شاید یک دیپلمات یا یک مأمور امنیتی باشد. این اتفاق کاملاً طبیعی است، چون دیپلماسی امروز با امنیت و اطلاعات گره خورده و خودِ روایت، بخشی از میدان جنگ شده است.

واقعه میناب ظرفیت خلق آثار ماندگار را دارد

اتفاق تلخ مدرسه در میناب واقعاً فاجعه دردناکی بود و به نظرم در حافظه تاریخی ما باقی خواهد ماند. این اتفاق ظرفیت خلق آثار بسیار تأثیرگذار را دارد؛ چه برای کودکان و نوجوانان و چه درباره آن‌ها. همان‌طور که قبلاً فیلم‌هایی مثل «میم مثل مادر» توانستند تأثیر عاطفی عمیقی بگذارند. به نظرم، یکی از ایرادهایی که همیشه به سینمای ایران گرفته شده، این بوده که دیر به حوادث واکنش نشان می‌دهد. اما در این مورد، سینمای ایران نشان داده که می‌تواند با فاصله زمانی کمی واکنش نشان بدهد.

جنگ جدید، گونه‌های تازه‌ای خلق می‌کند

من خیلی خوشبینم که پس از این تجربه، گونه‌های تازه‌ای در سینمای ایران شکل بگیرد؛ از تریلرهای سیاسی و جاسوسی گرفته تا ملودرام، کمدی جنگی و حتی فیلم‌های دیپلماتیک. این جنگ، به خاطر ماهیت رسانه‌ای و شهری‌اش، ظرفیت‌های تازه‌ای ایجاد کرده که قبلاً کمتر تجربه شده بود.فکر می‌کنم ما هنوز در ابتدای این مسیر هستیم.

کد خبر 1038216
منبع: همشهری آنلاین

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار سینما

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha